#نیش_پارت_69
- همون ... دختره که ...
پیروز خودش را کنترل کرد و با خنده گفت: تو باز رفتی سراغ زیدای من کثافت!
کیوان نفس راحتی کشیدو گفت: هنوزم باهاشی؟
پیروز عصبی شد اما وا نداد: اره با اجازت ... حالا رفتی پیش دختره یا ...
- رفتنو که رفتم ... یه چند باری هست که رفتم اما ...
پیروز با عصبانیت گفت: چند بار؟!
- اره خو ... اما ... نترس حالا ... می گم جدی جدی با دختره رفیقی؟
- تو فک کن اره ... بنال بینم؟
- هیچی اقا ... دم به تله نمیده میگه نامزد کردم ( بعد با خنده و تمسخر گفت) نکنه تو یادش دادی دل بسوزونه ... پیروز جان ِ من بکش کنار یه حالی ام ما ببریم من از این دختره خوشم اومده!
پیروز داغ کرد و ناخواسته نعره زد: خفه شو اشغال اون نامزدمه صیغه ش کردم ... گمشو از ...
کیوان ناباورانه گفت: پیروز دست بردار ... قالتاق بازی تا کجا؟
پیروز با حرص گفت: مرد نیستی اونجا نمونی من بیام بزنم تو دهنت ... مرد نیستی کیوون!
romangram.com | @romangram_com