#نیاز_پارت_381

بهش سپردم تا بليطم رو براي اخر ماه بگيره ... دقيقا بيست و نهم اذر ماه ...
تا بيست.و نهم وقت زيادي نداشتم اون هم براي تحويل خونه و جمع اوري مايحتاج يك زندگي نو و تازه در غربت ...
روز ها تا بعد از ظهر سر كار بودم و شبها بعد از كارفقط وقت ميكردم كه نهايتا تا دو تا مغازه برم و دو سه تا بار لازم رو بگيرم ... هر چند كه بار چنداني هم نياز نبود ...
هفته اخر بود و من همه چيز برام عزيز تر از قبل به چشم ميومد ... احساس ميكردم دلتنگ همه جا ميشم ...
هنوز رويي براي ديدار پدر و مادر و داييم نداشتم ...
چقدر بي كس بودم ... حتي كسي رو نداشتم كه دلتنگم بشه و يا چشم براهم بمونه تا برگردم ...
هفته اخر به كارهام رسيدم و مقدار پولي كه تا به اون روز پس انداز كرده بودم رو تبديل به يورو كردم و چمدانهام رو بستم ...
دو شب مونده بود به پروازم ... تنها فردي كه ناراحت بود از رفتنم سولماز بود ...
به همين خاطر هم شرايط روحي و وابستگي اي كه تو اون مدت زمان اقامت من تو گيشا براي سولماز پا داده بود ايجاب ميكرد كه شب اخر رو تنها صرف سولماز كنم ...
ازم خواست تا به خونشون برم اما باز براي اينكه با كيان روبرو نشم رد دادم و قرارمون رو تو دربند گذاشتم وبهانه ام رو براي اين ملاقات و مكانش مهماني خداحافظي اي بود كه خودم هيچ اعتقادي بهش نداشتم،اوردم ...
به ناچار مجبور بودم وجود پيمان رو هم تحمل ميكردم ...
برف ميومد ... پالتوي كوتاه كرم رنگي تنم كردم و شال كنفيه اجري رنگي رو باهاش ست كردم و چكمه هاي اجري رنگم روكه تا پايين زانوم بود و با شالم ست بود پوشيدم ... ...
موهام رو هم خيلي ساده و صاف پشتم رها كردم و ارايش ملايمي هم رو صورتم نشوندم ...
نگاهي به دو تا چمدان بسته ام كردم كه جلوي در بود ... كوله پشتي مشكي رنگي كه با كلي ذوق رفتم و از تجريش براي خودم خريدم ...
همه و همه توي حال بود ...
اژانس رو گرفتم و طرفهاي ساعت هفت بود كه تو در بند داخل اولين رستوران رفتم ... و يك ميزرو براي خودمؤن گرفتم و گفتم كه همراهانم تا چند لحظه ديگه ميرسند ...
موزيك ارامش بخشي تو فضا پخش بود ... ياد داييم افتادم ... چه دوران شيريني بود
قديمها با دايي ميخونديمش ... يادش بخير اينقدر ميخونديمش كه داد زندايي در ميومد ...
ای گل ناز من نغمه ساز من
بی خبر مانده ای از من و راز من
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ روی تو دل خون ای گل
من عاشق ز عشقت بی قرارم
تو چو لیلی و من مجنونم ای گل

@romangram_com