#نقاب_من_پارت_202
-دچار حمله شده بودم من به کي حمله کردم؟
خيره به چشمانش نگاه کرد هيچ در ان نبود، سرد بود.....
اين سرما تا عمق وجود دنيل نفوذ کرد و تن مردانه اش را لرزاند
لب زد:
-مهم نيست
ارام از کنارش برخواست
-نگو
با خرص خاصي دست در مويش کشيد در حالي که از شدت عصبانيت نفس ميزد گفت:
-نگو خودم ميفهمم
و به سرعت اتاق را ترک کرد
.........راوي..........
او دل در گرو دخترک زخم خورده اي بسته بود که با ندانم کاري هايش کارش را تمام کرده
ضربه اول...
دروغش
ضربه دوم ....
پنهان کردنش
ضربه سوم ....
ضربه چهارم پنجم........
فکر ميکرد که در اين مدت چهدقدر توانسته به او دروغ بگويد
مرد بود بغض کرده بود چشمان سبز و وحشي اين دختر چگونه اين گرگ زخمي را تسکين ميدهد
-سونيا اروم باش منم دنيل
پوزخند ميزند و چشمانش را ميبندد
و دل ان مرد دوباره اتش ميگيرد
صدايش بالاخره باز شد سرد... يخ ...
محکم ...
romangram.com | @romangram_com