#نهال_پارت_250


چشم هایش را روی هم فشرد. عشق واقعی،همان سایه مرد کابوس های والا.

تورو مگه میشه فراموش کرد.

من که همه دنیامو بهت دادم.

چی بسرم اوردی که.

امشب

فکر رهایی از تو افتادم..

تو این شبایی که نمیدونی.

به مردنم فقط ی ربع مونده.

کی تو رو با لالاییاش.

هرشب

تو تخت اروم خوابونده.

کی جای من با تو هم اغوشه.

هرشب کنارت صحنه سازی کرد.

عطر تورو بو میکشید تاصبح.

کی جای من با موت بازی کرد.

romangram.com | @romangram_com