#نهال_پارت_244
_امروز قراره اینجا یه اتفاق مهم بیوفته.
صدای زنگ در بلند شد. والا همراه با دوربین به سمت ایفون حرکت کرد.
_کیه؟
صدای زیبای نفس در گوشش پیچید!
_کیه؟منم دیگه.منتظر کس دیگه ای بودی؟ از کار و زندگی انداختی مارو در رو باز کن ببینم چی کارم داری.
والا رو به دوربین با ذوق گفت:اصل کاری هم رسید .
و در را باز کرد.
قبل از این که نفس به اپارتمانش برسد دوربین را روی پایه تنظیم کرد و پشت در منتظر ایستاد.
هین که زنگ در زده شد والا در را باز کرد و با خوشرویی گفت:سلام عزیزم چه عجب اومدی بالاخره.
نفس با تعجب به تیپ رسمی والا نگاهی انداخت و گفت:خبریه؟
والا لبخند زد.
_چطور؟
نفس دوباره سر تا پای والا را از نظر گذراند و گفت:تیپ دختر کش زدی!
والا ابرویش را بالا برد و گفت:دیگه دیگه.
نفس لبخند شیطنت امیزی زد و گفت:میخوای همین طور دم در نگهم داری؟اینجا که نمیتونم درسته مرد دختر کشمو قورت بدم.
romangram.com | @romangram_com