#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_90


دیگه اعصابم از این همه چیز شدن و چیز داشت بهم می‌ریخت که دوباره از سهیل پرسیدم:

-چی میگی تو من نمی‌فهمم!

سهیل نگاه شیطنت باری انداخت از داخل آینه و گفت:

-میگم اون چیزیو که می‌خوای بگیری چی هست حالا؟

پووف چه اوسکوله این پسر، چقدرم فوضول تشریف داره رو به سهیل گفتم:

-هیچی فقط یه مداد و برگه برای طراحی لازم دارم اول اونا رو بگیرم چون یادم میره.

سهیل آهان کشداری گفت و بعد ادامه داد:

-اینا رو واسه چی می‌خوای؟

با ابهت و اخمو نگاهش کردم و گفتم:

-به نظرت عقل کل برگه و مداد واسه چی می‌خوان؟ خوب برای طراحی می‌‌خوام دیگه.

یهو سهیل خوشحال نگام کرد و گفت:

-رشتت گرافیک بوده؟

با تمسخر نگاش کردم و گفتم:

romangram.com | @romangram_com