#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_73
تک خنده ای کردم و گفتم:
-نبابا من خودم ازونا شوخ ترم حالا باشه برسیم.
خندید و ماشین رو روشن کرد.
بعد از چند دقیقه طولانی گفت:
-میخوای امشب رو با سهیل و ونداد بری بیرون؟
لبخندی زدم و گفتم:
-آره چرا که نه از خدامه
گفت:
-پس خوبه امشب شماها برید راستی یه چیزی یادم رفت...
دستشو برد سمت کتش و کاغذی ازش بیرون کشید و ادامه داد:
-این دکتر بهترین دکتر آمریکاست در رابطه با مریضیت بهتره هرچه زودتر بری پیشش تا زودتر از مریضیت جلوگیری کنه.
کاغذ رو ازش گرفتم و زیر ل**ب تشکری کردم و زل زدم به اسم طرف جرج واشنگتن!
اسمش یه نمه باحاله و فکر کردم تو فوتبالم بوده!
romangram.com | @romangram_com