#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_147


-مهراد دارم میام پیشت!

تیغ رو بردم سمت گلوم تا شاهرگ گردنمو بزنم که صدای مهراد اومد:

- نزن بیشعور من زندم الاغ الدنگ.

مهراد زنده ست ؟! من باور نمیکنم؟! این باورکردنی نیست!

این داستان ادامه دارد....

و حکایت همچنان باقیست...

romangram.com | @romangram_com