#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_105


وجی!

[وجی: جان آهان باشه چشم من خفه خون می‌گیریم]

خوبه، راه گلوم می سوخت تشنه آب بودم اما حس می‌کردم همه جای گلوم بخیه خورده اما برای چی؟ به زور دستمو تکون دادم که پرستار با شوق رفت طرف دکتر و دستشو گرفت و اومد گفت:

-به هوش اومد لطفا وضعیتشو چک کنید.

دکتر سری تکون داد و شروع به معاینه کردنم کرد، دکتر هی ازم سوال می پرسید که با زور جوابش رو می‌دادم این دفعه گفت:

-حالت چطوره؟سرگیجه یا سردرد نداری؟

خواستم بگم نه که با سرگیجه و سیاهی رفتن چشام منصرف شدم و گفتم:

-آی چرا سرم گیج میره چشام چرا هیچ جا رو نمی بینه.

دکتر جا خورد اما بعد گفت:

-ببین اینا طبیعی مراقب خودت باش و بیشتر گوشت و عدس و...چیزایی که خون‌ساز هستن بخور ما این غده رو برداشتم از کنار گلوت اما خوب ممکنه از قبل جای دیگه ای از بدنت ریشه کرده باشه پس مراقب خودت باش.

به زور یه چشم گفتم و بعد ادامه دادم:

-میشه آب بدین گلوم خشکه.

-الان میگم بیارن.

romangram.com | @romangram_com