#_نبض_احساس_پارت_675
احسان:اين دوتاجوون گل روحتماميشناسين ديگه ؟ازخوانندگان تازه کارکشورمون که اولين آلبومشون غوغاکرد.من هنوزم که هنوزه گوش ميدم اون آهنگارو
ساواش:لطف دارين شما؟
احسان:آيهان باباتوچقدميشناسي؟
آيهان:به اندازه بيست ودوسا ل
احسان:يني به اندازه بيست ودوسا ل عمري که کردي؟
آيهان:بله نيازي نيس تابيست ودوسا ل با بابام زندگي کنم تابشناسمش من بابام روقبل ازاينکه ببينمش شناختم اون قهرمان زندگي هممونه.
احسان:اين چهارنفري که اينجان فقط يه قسمت ازقصن درصورتي که مجموعه اين قصه رويه خانواده بزرگ تشکيل ميدن که متاسفانه مانتونستيم درخدمتشون باشيم اميراز ت بخوام يه چيزي بگي چي ميگي؟
امير:قشنگ ترين چيزتواين دنياصبره....ميگن گرصبرکني زغوره حلواسازي....شايد گاهي لازم باشه ديدمون روبه زندگي عوض کنيم تازيباببينيم تااينکه دنيارومحکوم به زشتي کنيم اوني که واقعا عاشق باشه هيچ چيزوزشت نميبينه....
احسان:خيلي ممنون.....
احساس ازجاش بلندشدوبه سمت دوربين حرکت کرد.
احسان:شايد طبق گفته اميرقصه مالازم باشه که ديدمون رونسبت به آدما،اتفاقا وزندگي عوض کنيم.مگه قراره چقدرديگه عمرکنيم؟چرازندگي جاودانمون روبه عمرزودگذربفروشيم.عشق،صبر،استقامت،فداکاري،گذشت همه وهمه چيزايين که باعث ميشن اين د ل پاک باشه بگرديم دنبا ل زيبايي ها.
دنيااگه زشته چرادست به دست هم نديم تازيباش کنيم؟
romangram.com | @romangram_com