#_نبض_احساس_پارت_674
احسان:باريکلا....هيچ ازخداگله کردي؟
امير:سعي کردم نکنم
احسان:چرا؟چون همه ماتايه مشکلي پيش ميادسريع باخداقهرميکنيم وقيافه ميگيريم
امير:بابابزرگم ميگفت:هيچ وقت ياد ت نره که هيچ کارخدابي حکمت نيس وداشتن هيچ نعمتي بدون تاوان
الان که به گذشته نگاه ميکنم ميگم اون همه سختي ارزش اين خوشبختي روداشت.
احسان:خب بريم چندتاآگهي ببينيم وبعدش دوتامهمون ديگه ميخوام دعو ت کنم.
بعدازپخش آگهي.....
احسان:آقاخيلي خوش اومدي.
آيهان وساواش:ممنون
romangram.com | @romangram_com