#_نبض_احساس_پارت_644


دستموگرفت وگذاشت روي قلبش وگفت:حسش ميکني؟

سرموتکون دادم ادامه داد:تاوقتي که اين قلب ميزنه هرجاي دنياهم باشي بازم دوست خواهم داشت وهيچ وقت فراموشت نميکنم وقول ميدم که يه روزي برگردم ودوباره باهم باشيم

_قول ميدي؟

بابا:قول ميدم

_قول مردونه؟

دستشودرازکردسمتم وگفت:قول مردونه

بغلش کردم وباگريه گفتم:ولي من دلم برات تنگ ميشه

اونم بغلم کردگفت:منم دلم واست تنگ ميشه بابايي قول ميدم زودبيام ميرم کارپيداکنم خونه بخرم ماشين بخرم واست لباس بخرم اسباب بازي بخرم اونوقت ميام پيشت

_مامانم مياري؟

کمي سکوت کردوبعدبابغض گفت:ميارم

ازش جداشدم وگفتم:بابازودبيا


romangram.com | @romangram_com