#_نبض_احساس_پارت_493
اردلان:دوست دارم
لبخندي نشست روي لبم وازته قلبم گفتم:منم دوست دارم اردلان...
گوشي روقطع کردم وازماشين پياده شدم.
_سلام خانم خسته نباشين وقت داشتم.
منشي:بله يه لحظه...
باتلفن به دکترخبرداد.
منشي:بفرمايين خانم دکترمنتظرن
_ممنون...
تقه ا ي به درزدم.
_بفرمايين...
آروم دروبازکردم وبالبخندواردشدم.
_سلام
romangram.com | @romangram_com