#_نبض_احساس_پارت_476


مامان جون:من برم سرغذا.

_منم ميام کمک

مامان جون:توبشين دخترم بعدمدتهااومدي نميخوادکارکني بادريابشينين حتماکلي حرفم دارين باهم.

دريا:آ قربون مامان گلم برم

مامان جون:توفقط وقتي بهت ميگم کارنکن قربون من برو

دريا:مامان اين همه احساس خرج کردم خراب نکن ديگه

مامان جون:احساستم مثه خودته

دريا:دستت دردنکنه ديگه

مامان جون:خواهش ميکنم...

من ريزريزميخنديدم.مامان جون رفت آشپزخونه

دريا:زهرماربه چي ميخندي؟


romangram.com | @romangram_com