#_نبض_احساس_پارت_441

بابا:چرااين پسره اينقدبرات مهمه؟

ازاين سوا ل باباحسابي جاخوردم.واقعاچرابرام مهمه؟مگه برام همه پسرايکي نبودن؟پس چراحس ميکنم اين بابقيه فرق داره؟چراوقتي کنارشم حس خوبي دارم؟چرا هروقت تنهاميشم اولين نفري که به فکرم ميادوفا س؟چرا؟

بابا:سوا ل از ت پرسيدم فرناز

_برا اينکه....براي اينکه دوست ندارم به خاطرمن کسي ازنون خوردن بيفته براي اينکه دارين اشتباه ميکنين براي اينکه دارين يه ادمبي گناه رومتهم ميکنين.

بابا:اگه اشتباه نکردم چي؟

_اون وقت هرکاري بگين انجام ميدم.

بابا:باشه.

_بهتون ثابت ميکنم که دارين اشتباه ميکنين

بابا:اميدوارم...

ازپله هااومدم بالا ورفتم توي اتاقم.گوشيموبرداشتم وشماره ي وفاروگرفتم.چندبارزنگ زدم ولي جوابي نداد.شماره وحيدروگرفتم.يه بارکه رفته بوديم بيرون شمارش روازش گرفتم تاگاهي باهم بريم بيرو ن

وحيد:به به فرنازخانوم چه عجب يادي ازماکردي؟

_سلام خوبي وحيدجان؟

romangram.com | @romangram_com