#_نبض_احساس_پارت_403
آيسان:مامان؟!مامان کجايي؟
صداي نگرانشون ميومدودنبال من ميگشتن.
_من اينجام بچه ها
آيهان:مامان چراجواب نميدي مرديم ازترس فک کرديم خدايي نکرده اتفاقي افتاده چراچراغاروروشن نکردي؟
آيسان:آيهان چقدسوال پيچ ميکني؟خداروشکرکه مامان حالش خوبه.
آيسان اومدبغلم کرد.
آيسان:شام خوردي مامانم؟
_نه هنوز...چقدزوداومدين شما؟
آيهان:زودنيس مامانم ساعت نه
_جدي؟نه شده؟
آيسان:مامان گلم صدباربهت گفتم نشين واينقدبه گذشته فکرنکن بيشترعذابت ميده.
_بخواي نخواي گذشتت همراهت هس.
romangram.com | @romangram_com