#_نبض_احساس_پارت_383

_ايناروتاشبم ول کني همينجوربازي ميکنن ماشالله خسته هم نميشن.

صداي آيفون اومد.ساواش وسامي هم ازدسشويي اومدن بيرون.

ساواش:هولابابايي اومد...هولا....

دروبازکردم.درخونه روبازکردن ومنتظرباباهاشون بودن.وقتي اميروسپهرازپله هااومدن بالادويدن طرفشون وسلام کردن.اميرساواش روسپهرم سامي روگرفت بغلش.

امير:پسرباباچطوره؟

ساواش:خوبم بابايي باسامي کلي باژي کرديم.

سامي روبه سپهرگفت:راش ميگه بابا.دشتامومم شستيم ميخوايم غژابخولوييم.

_سلام خسته نباشين

سپهر:سلام زن داداش

امير:سلام خانومم خوبي؟

_خوبم عزيزدلم

سايه:به به حاج اقامون اومده.سلام انيشته

romangram.com | @romangram_com