#_نبض_احساس_پارت_369
میبینی دارم میمیرمو هیچ کاری باهام نداری
تو با غرور بی جات داری حرصمو درمیاری
من توی زندگیتم ولی دوست دارم منه بیچاره
مگه دلم تو دنیا جز تو کسی و داره
دوست دارم …
همه مهمونارفته بودن.آخرين نفراميرونازنين بودن که رفتن.مشغول جمع کردن بشقابابودم.
سپهر:ولشون کن فردايکي روميارم که جمع کنه.
بالبخندبرگشتم طرفش وگفتم:اخراشه ديگه...
سپهر:باشه هرجورراحتي من ميرم بخوابم.
لبخندروي لبم ماسيد.دلم بدجورگرفت.اين مردچرااينقدسردوبي روح شده بود.
هه اثرخودته سايه خانوم يادت نره.رفتم دنبالش.داشت باگوشيش ورميرفت.
_سپهر؟
romangram.com | @romangram_com