#_نبض_احساس_پارت_225
Hatırı kalır alt dudagın.
اونوقت خاطره ی لب پایینی یادت میفته!
دوباره نشستيم سرجامون.به رقص بقيه نگاه ميکرديم وسرجامون هماهنگ باآهنگ تکون ميخورديم.پنداروبهار رفتن تابرقصن.
_امير؟
اميرنگام کردوگفت:جانم؟
_يکم تندنميري.
امير:يه امشبه ديگه عشقم مطمئن باش ديگه نميخورم.
_باش عشقم ولي بخاطرخودت ميگم.
امير:نترس خانومي حالاحالاها بيخ ريشتم.
romangram.com | @romangram_com