#_نبض_احساس_پارت_184
_خب عروسي داداشت ميخواي اين ريختي بياي؟نخيرم نميشه ميخواي بگن داداش دامادچرااينجوريه؟
باسپهرسرعوض کردن تيپش بحث ميکرديم ولي کوتاه نيومدکه نيومد.
&&&&&
نازنين:امير؟
_جانم؟
نازنين:ليست مهموناي ماآمادس.
_مال ماهم همينطور.ميدم به سپهرتانوشتنوشروع کنه.
فرداهم ميريم دنبال خريدلباس.
نازنين:باشه.بقيه چيزاچي؟
_بقيه حله.باغي که مراسم توش برگزارميشه که رزوشد بايه آشپزخونه درجه يک هم هماهنگ کردم وليست غذاهاروهستي انتخاب کردفقط منتظره تعدادمهموناس که فردابهش ميگم.گروه موزيک هم که با سعيده.
نازنين:خوبه پس.سعيد کي مياد؟
romangram.com | @romangram_com