#_نبض_احساس_پارت_159

کسی نمیتونه تو رو ازم جدا بکنه

آخ چقدر میخوام دیگه باشی باهام

میخوام چشام فقط با صدای تو

باشه نگام خیره باشه به چشمای ناز تو

آخ که چقدر میخوامت تو رو





رسيديم شمال.يه جاهمه ايستاديم.ازماشين پياده شديم.

امير:خب چيکارکنيم؟

نيما:من ميگم دونفربرن دنبال يه ويلاي خوب بگردن اونوقت همه بريم همونجا.

سعيد:فکرخوبيه.

امين:پس من واميربريم بعدبه شماهم خبرميديم.

romangram.com | @romangram_com