#نه_من_عاشق_نیستم_پارت_394


- صبر کن بچه!

روزبه سکوت کرد. سرش را به صندلی اش تکیه داد و چشمانش را براي چند لحظه بست.

میثم راه افتاد و با آرامش بیشتري پرسید:

- قضیه ناموسیه؟

روزبه توي صندلی اش جا به جا شد و خیلی کوتاه گفت:

- تقصیر من شد!

میثم لبخندي زد و گفت:

- پس قضیه فردین بازیه؟!

روزبه خندید، تلخ و کوتاه!

- بابا ولمون کن!

میثم براي اینکه از آن حال و هوا در آیند، یکی زد پس گردنش!

- کره خر چه زن ذلیلیه!

روزبه دوباره خندید.

romangram.com | @romangram_com