#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_191
بلند شد و داشت میرفت که دستش رو گرفتم و گفتم به همین زودی تنهام میذاری ؟
-تو بخوای تا ابد نوکریت رو میکنم
-نوکر نمیخوام مرد میخوام
-تا ابد مردت میمونم
*تصویر دلخراش غمی محض بودم و
مانند خوابهای تو آخر نداشتم
گفتی :بیا از این قفسه تنگ لعنتی
من را حلال کن به خدا پر نداشتم
می خواستم ادامه شوم شعر را ولی
حرفی برای گفتن دیگر نداشتم *
یک سال بعد
آرمینا :واااااااااای الهی عمه فداش بره کوچولوی ناز نازی
حمید :میگم عزیزم تو که اینقدر بچه دوست داری چرا خودمون دست به کاری نشیم هوووم ؟
romangram.com | @romangram_com