#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_145

-چقدر ؟

-خیلی خیلی زیاد .حتی از آرزو هم بیشتر از خودم هم بیشتر

برق شادی توی چشمهای خانم سرداری میجهه و میگه :دقیقا همینو میخواستم خوب از فردا شروع میکنیم

به خواست خانم سرداری فردا لباس ها و وسایل بچگی و نوزادی رویا رو با خودم به بیمارستان بردم

خودمم تو اتاق موندم خانم سرداری اول برای شراره یه فیلم از نوزادی رویا پخش کرد همینکه بچه رو نشون دادن شراره واکنش نشون داد وای خدای من بالاخره شراره یه تکونی خورد توی چشمهای خالیش الان کنجکاوی موج میزد فیلم میگذشت و فیلم بعدی پخش می شد بعد از اتمام فیلم ها خانم سرداری بدون درنگ شروع به نشون دادن عکس ها و وسایل کرد همزمان از من خواست که اهنگ مورد علاقه ی رویا رو پخش کنم

*من بی تو هیچم

تو باورم نکن ,

خیسم ز گریه

تنها ترم نکن

عاشق نبودم

تا با تو سر کنم ,

آتش نبودم

خاکسترم نکن

romangram.com | @romangram_com