#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_142
پرستارش که میاد با استرس از حال شراره میپرسم که سری به علامت تاسف تکون میده و میگه :بهتره با دکترش صحبت کنید
همین حرفش قلبم رو از سینه در میاره سریع از اتاق بیرون میرم و من طاقته یه از دست دادن دیگه رو ندارم
پیش دکترش که میرم اولین سوالی که میپرسه اینه که چیکاره اشم ؟
-شوهرشم اقای دکتر
-توی این 4 روز چیکار میکردی آقای محترم ؟
با غم میگم :مراسم دخترم بود امروز هفتمش بود تازه وقت کردم بیام اینجا
دکتر با تاثر میگه :من واقعا متاسفم دخترتون چند سالش بود ؟
-11 سالش
دکتر با بهت میگه :مگه شراره 20 سالش نیست ؟
-چرا هست
-از یه زن دیگه بود بچه ات ؟
-بله از خواهره شراره ،البته اونقدر که شراره رویا دخترم رو دوست داشت مادر واقعی اش نداشت
romangram.com | @romangram_com