#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_138
دختره من نگاهش رنگ و بوی دل کندن داره
دختره من دلگیره از عذابهایی که به خاله اش دادم
خاله ای که برای مادر بود
و منی که براش پدر نبودم
کاش ببخشه منو و درک کنه زخم خیانت چشیدن اینقدری درد داره که حالا حالا توان سرپا شدن نداشته باشی
کاش دخترکم مثل قبلنا بشه همون وقتایی که مثل دوتا دوست بودیم
همون وقتایی که اون مادرشو دوست نداشت و من دعواش میکردم و عقل دخترکم بیشتر از من میرسید گاهی
روبه شراره میگم :بشین شراره اینقدر نیش نزن
شراره با چشمهایی پر از آب میگه :نیش بزنم ؟مگه من اصلا بلدم ؟من فقط بلدم نیش بخورم نیش زدن کار من نیست من فقط دارم کاری که خودت گفتی رو انجام میدم
بغض تو گلوش بغض تو گلوم میشونه چقدر زجر کشیدی شراره چقدر زجر کشیدی که این بغضه تو گلوت نمیشکنه ؟
-من غلط کردم راضی میشی ؟حالا بیا صبحانه اتو بخور اینقدر اذیت نکن
سر میز که میشینه و بالاخره هممون مشغول میشیم میبینم شراره ای رو که برای من و رویا لقمه میگیره و خودش هیچی نمیخوره رو بهش میپرم و میگم :خودتم بخور نیوردمت اینجا برا ما لقمه بگیری
romangram.com | @romangram_com