#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_109
رویا فقط گریه ول میده و من کلافه میمونم و میدونم دخترکم تفریح میخواسته هر چند بد هرچند ناسالم .
رو به مدیر مدرسه میپرسم :اگه من رضایت معلم اش رو بگیرم شما رویا رو میبخشید ؟
مدیر مغرورانه دست به سینه میشه و میگه :هر چند میدونم خانم نظری به این راحتی ها از اینکاره گستاخانه نمیگذرن اما اگه تونستین رضایت ایشون رو بگیرید رضایت من رو هم جلب کردید
سری تکون میدم و با آرامش میگم :میشه خانم نظری رو صدا بزنید
-نه خیر باید صبر کنید زنگ تفریح بخوره
-کی زنگ میخوره ؟
-45 دقیقه دیگه
-پس من منتظر میمونم
-من هم منتظر دیدن تلاش شما میمونم
رویا رو از دفتر مدیر مدرسه بیرون میکشم و با خودم به حیاط میبرمش دست و صورتش رو آبی میزنم و از مغازه ی سر کوچه براش کیک و آبمیوه ای میخرم رویا با بغض میخوره و میدونم دختر کوچولوم از کارش خجالت زده و ترسیده است
با ترس رو به من میگه :شری جونم ؟
-جان دلش؟
-میگم اگه بابا بفهمه چی میشه ؟بابا منو میکشه میدونم بابا دیگه اصلا مثل قبل نیست دیگه دوستم نداره من حتی دیگه بابامو نمیشناسم
romangram.com | @romangram_com