#نه_دیگر_نمی_بخشم_پارت_101
کامران گفت :خیلی خوابت میادا
حمید هم با لبخند مهربونی گفت :یا مرخصی استعلاجی میگیری یا میای اینجا میخوابی ؟میگم شراره تعارف نکن میخوای کلا کار نکن من هرماه حقوقتو برات میریزم
با خجالت میگم :ببخشید یه لحظه نفهمیدم چی شد دیشب اصلا نتونستم بخوابم
قیافه ی کامران سرخ میشه و با غیز میگه :اِ اونوقت چرا ؟
با بهت جواب میدم :راستش مجبور شدم خونه رو مرتب کنم کارمم زیاد طول کشید اصلا فرصت اینکه بخوابم پیش نیومد
کامران به حالت عادی برگشت و رو به حمید گفت :بذار بره خونه استراحت کنه
قبل از اینکه حمید حرفی بزنه سریع گفتم :نه نه نه این ماه خیلی مرخصی گرفتم فردا هم که دانشگاه دارم نمیتونم بیام شرکت نمیتونم به خاطر کار نکرده حقوق بگیرم
حمید با ملاطفت گفت :من مشکلی ندارم میخوای برو خونه
کلافه دستم رو به به روسری ام بند میکنم و میگم :نه ممنون الان خوبم
نگاه حمید نگران میشه و میگه :ببینم دستتو
با تعجب دستم رو به سمتش میگیرم که کامران بی اجازه دستم رو میگیره و بعد با عصبانیت میگه :چیکار کردی با خودت ؟
با بهت میگم :اقا کامران
کامران نگاهش رو به من میدوزه و بعد با عصبانیت دستم رو ول میکنه و رو به حمید میگه :میبرمش دکتر زخمش عمیقه باید پانسمان بشه
romangram.com | @romangram_com