#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_292
من مردم كار و زندگی دارم خونه دارم ميتونم از خودم دفاع كنم ميتونم رو پاي خودم وايستم.
تو برگرد خونه بزار شبا سرمو راحت بزارم رو بالشت، بزار اين دل صاحب مردم آروم باشه كه جات امنه من ميرم بخدا ميرم....
تو اين يه سال كه اتاق بغليم ميخوابيدي هر شب نگرانت بودم...
اگه بزاري بري ميدونی چی مياد به سرم به روزم؟ ميميرم بخدا ميميرم نفسم.
نفس عزيزم بخدا دوست دارم، نفس قشنگم بخدا عاشقتم.
اشك به غير از نفس صورت من و چند نفر احساسی ديگه رو خيس كرده بود...
رفتم توي ماشين و شاخه گلو از روي صندلی برداشتم و برگشتم پيش نفس.
زانو زدم جلو پاش، بارون گرفته بود و نم نم ميزد به صورتامون با اشكاي من و نفس قاطی شده بود.
من: ببين، برات گل خريدم، الآن نميخواستم معطل بشی مجبور شدم يه شاخه بگيرم ولی اگه زنم بشی كل گلاي دنيارو ميريزم به پات حتی اگه واسه گرفتنشون تا آخر دنيا معطل بشم. ببين جلو اينهمه آدم به پات افتادم آرمان مغرور كه حاضر نيست جلو كسی بشينه روي زمين حالا جلوي تو زانو زده كه برگردي پيشش، جلوت زانو زده كه همراهش بشی كه عشقشو قبول كنی.
نفس التماست می كنم زنم شی التماست می كنم كه نري تنهام بزاري.
نفسم به پات افتادم كه به دستت بيارم.
نفس قول ميدم دنيارو برات بهشت كنم خوش بختت كنم قبولم كن.
نفس: چی ميگی تو ديوونه؟ پاشو از رو زمين، بلند شو آرمان زشته.
من: نه هيچم زشت نيست عاشقی كه زشت نيست اين حرفام حاليش نيست حاليه منم نيست اصلا عاشقی هيچی حاليش نيست عاشقی ينی ديوونگی...
تا نگی زنم ميشی محاله بلند شم.
نفس: آرمان تو خودت بهتر ميدونی چی به سرم اومده...
آرمان با اين اتفاقايی كه برام افتاده من از ازدواج ترسيده شدم...
ميترسم از رابطه اي كه بين يه زن و شوهر اتفاق ميوفته...
romangram.com | @romangram_com