#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_194

خواننده: ممنون خوشگل خانوم خودت گلی.

يه نفس عميق كشيدم

نفس: خواهش می كنم، من دوست دارم يه يادگاري ازتون داشته باشم امكانش هست؟ خواننده: حتما...

يه اسكناس ده تومنی از توي جيبش درآورد و روشو امضا زد

خواننده: اين اسكناساي تا نخورده بهترين هديس واسه هوادارا، اسم قشنگتون؟ نفس: واي چه ايده ي جالبی، نفس هستم.

خواننده: چه اسم قشنگی، بله تقديم به نفس عزيز. بفرمايين قابل شمارو نداره خانوم.

نفس با ذوق گرفتش نفس: وااااي ممنونم.

تمام رگاي بدنم متورم و فكم منقبض شده بودن ،دندونامو با خشم روي هم ساييدم و دست مشت شدمو كف دست ديگم كوبيدم. لعنتی...

نفس: ميتونم يه عكس يادگاري باهاتون داشته باشم؟ خواننده: حتما با كمال ميل چی از اين بهتر؟ سلفی ميگيرين؟

نفس نگاهش سر خورد روي من كه با عصبانيت نگاهشون ميكردم.

از نگاهش فهميدم ترسيده، خودشو نباخت لبخندي زد و گفت نفس: آرمان ميشه از ما عكس بگيري؟

تمام نفرتمو از اون مرتيكه با تمام عصبانيتمو ريختم توي نگاهمو نگاه كردم توي چشمش.

گوشيشو به سمتم گرفته بود، با چند قدم بلند خودمو رسوندم بهشون و گوشيمو از جيبم در آوردم.

من: با گوشی خودم ميگيرم.

خواننده نگاهم كرد، توقع داشت سلام كنم.

خيره شدم توي چشماش از رو رفت...!!!

خواننده: سلام عرض شد قربان...

من: عليك، نفس زود وايستا ديره بايد بريم.

نفس بدون حرف ايستاد نزديك نزديكش...


romangram.com | @romangram_com