#منشی_مدیر_پارت_242

تو فعلا به نظر مامانت کار نداشته باش اول نظر خودت بگو

خب فربد از هر نظر که فکر مي کنم مطلوبه....مهم تر از همه اينکه

اينکه چي؟چرا جرات نمي کني حرف اخرتو بزني؟بگو که دوستش داري اعتراف کن

ناخوداگاه چهره فربد جلوي چشمان مجسم شد و صدايش در گوشم پيچيد:قسمت اعترافاتت رو با ذکر جزئيات بگو

بي اراده لبخندي روي لبانم نشست.......چرا مي خواستم به خودم دروغ بگويم؟

-اره بهتره با خودت روراست باشي تو فربد رو دوست داري؟

اره دوستش دارم فقط نمي دونم اين همه عشق چطوري چند ساعته به وجود اومده؟

صداي درونم غريد:تو چي مي گي؟تو فربد رو دوست داشتي اونم از همون اول فقط نمي خواستي باور کني......نمي خواستي به احساست اجازه جلون بدي

تو هميشه به دختر مورد علاقه فربد حسادت مي کردي ولي هيچوقت نمي خواستي اينو قبول کني..........به خاطرحسادت بود که متوجه نمي شدي خصوصيات تو يکيه يعني تو نفهميدي اون دختر قد بلند و لاغر و کشيده با پوست سفيد چشم و ابروي مشکي خودتي؟حالا شايد بگي اين خصوصيات رو شايد صدتا دختر ديگه ام داشته باشن ولي چطور ممکنه بين شما اين قدر شباهت وجود داشته باشه از نظر اخلاقي؟

صداي فربد در گوشم پيچيد:اين قدر اخم نکن وقتي مي خندي من ياد دختر مورد علاقه ام مي افتم.اونم مثل تو مي خنده......مي دوني نشونه يه دختر شرقي چيه؟ابروهاي بلند و هلالي با چشمهاي مشکي که کمي کشيده باشه درست مثل تو و دختر مورد علاقه ام.

صداي درونم دوباره گفت خصوصيات اخلاقي رو چي مي گي؟يادته هميشه مي گفت دختر مورد علاقه ام درست مثل تو لجباز و دل گنده اس....اونم مثل تو فکر مي کنه مي تونه خودش از پس همه کارا بر بياد....اصلا همه اينا به کنار پس تکليف اون نگاههاي مشتاق فربد چيه؟چند بار اونو در حال نگاه کردن به خودت غافلگير کردي؟

بارها ولي...............

ولي نداره خودتم مي دوني که بيخودي داري دل دل مي کني.......مي دوني چرا مثل بقيه لحظه اي ترديدش نکردي؟چون فربد رو دوستش داشتي و داري.....پس بيخودي اداي ادماي دودل رو در نيار چون اصلا موردي براي ترديد وجود نداره و اگر نظر منو بخواي مي گم شانس به ادم هميشه رو نمي کنه حالا خود داني.

با صداي مامان از خواب پريدم:پاشو رمينا مي دوني ساعت چنده؟

در حاليکه به بدنم کش و قوس مي دادم گفتم:نه ساعت چنده؟

يک ربع به هفت....پاشو مي خوام يه چيزي نشونت بدم

romangram.com | @romangram_com