#منشی_مدیر_پارت_229


ولي بار اخرت باشه که اين قدر خودتو لوس کردي در ضمن يادت باشه که فردا علت اين رفتارت رو توضيح بدي

خواستم جوابي به او بدهم کهتينا را ديدم که مقابل ما ايستاد و گفت:بالاخره چي کار مي کني دير شد ها

نه ديگ هام اصرار نکن

اخه من بهش گفتم نذار بدقول بشم

به من مربوط نيست تو چه قولي دادي در ضمن برات درس عبرتي مي شه که ديگه بدون هماهنگي از طرف ديگران به اين و اون قول بيخود ندي

فربد تو نمي توني با من همچين کاري کني

بدون اينکه من حرفي بزنم خودت برو

نيم نگاهي به تينا که از شدت عصباني سرخ شده بود انداختم با خشم صورتش را برگرداند و در حالي که زير لب چيزي مي گفت رفت

عجيبه دختره نمي فهمه من هر کسي رو به جشن تولدم دعوت نمي کنم فقط بعضي ها مي تونن حضور داشته باشن الکي که نيست همه پاشن بيان

با تمسخر گفتم:عجب پس افتخار بزرگي نصيبم شده

ولي حيف که قدرش رو نمي دوني

متلکش را بي جواب گذاشتم و گفتم:همه مهموناتون اومدن؟

چطور تو منتظر شخص خاصي هستي؟

اوهوم

فربد سر و چشم و ابرويش را به معني چي کسي تکان داد و همزمان پرسيد:کي؟


romangram.com | @romangram_com