#منشی_مدیر_پارت_226

ناراحتش کردي

حقش بود...مي خواست باهام شوخي نکنه

اون که بار اولش نبود که با تو شوخي مي کرد

بيخود

پس چرا وقتي ازت پرسيد موضوع چيه حرفي نزدي؟

من حرفم يه چيز ديگه اس مي گم اون نمي بايست در مورد من به کسي حرفي مي زد

صداي مامان رشته افکارم را پاره کرد:رمينا اماده اي؟الان مي رسن ها

به اتاقم رفتم و مقابل اينه ايستادم و به تصوير خودم خيره شدم موهاي ل*خ*ت و بلند و مشکي رنگم صورت مهتابي ام را قاب گرفته بود چشمان درشت و مژگان بلند و ابروان بلند و هلالي صورتم را زيبا نشان مي داد و بيني خوش تراش و گونه هاي برجسته و لبان کوچک به زيباييم جلوه ويژهاي بخشيده بود در حال و هواي ارزيابي چهره ام بودم که در باز شد و بهناز وارد شد و با هيجان گفت:اومدن و با نگاهي به لباسهايم ادامه داد:ا پس تو که هنوز اماده نيستي؟

شما بفرماييد الان مي ام

چند دقيقه بعد از اتاقم خارج شدم و به سمتي که مهمانان نشسته بودند رفتم و با صداي تقريبا ارامي سلام کردم مادر و پسر هر دو به احترامم از جا برخاستند در حاليکه با انها احوالپرسي مي کردم انها را ارزيابي کردم بهمن فرق چنداني با عکسش نداشت ولي مادرش که چهره زيرکي داشت لحظه اي را براي نگاه کردن به من از دست نمي داد پس ار تعريف و تمجيد از زيبايي من شروع به صحبت درباره محاسن پسرش کرد و در حاليکه روي سخنش بيشتر با مامان و بهناز بود با شوق و ذوق از اخلاق و شغل و وضعيت مالي تنها پسرش سخن مي گفت نگاهي به مامان انداختم انگار از اين همه تعريف خسته شده بود و با بي حوصلگي به صحبت ها گوش مي داد در نظر پيرزن پسرش فوق العاده مهربان خانواده دوست و ست و دلباز بود وهمچين موصوف به صفات نيکوي ديگري بود که جمع شدن تمامي اين صفات در يک فرد به نظر غير ممکن مي امد.نگاهي به بهمن انداختم لبخند خسته اي تحويلم داد گويا خود او هم از صحبت هاي مادرش خسته شده بود.....بالاخره بعد از يک ساعت پيرزن قصد رفتن کرد و دوباره تاکيد کرد که براي گرفتن جواب دو روز ديگر تماس مي گيرد با رفتن انها بهناز مقابلم نشست و گفت:خب رمينا جون نظرت چيه؟

مختصر و مفيد گفتم:بد نبودن

با قيافه وارفته اي پرسيد:يعني پسنديدي؟

در حاليکه بر مي خاستم گفتم:جواب اين خواستگارا که از قبل معلوم بود به طور کلي گفتم

خب خيالم راحت شد گفتم نکنه تو اقا رو بپسندي و من شرمنده رزا بشم

دستش را فشردم و گفتم:خيالتون را حت باشه بهناز جون

لبخندي زد و گفت:من ديگه بايد برم فقط دير نکنيد

romangram.com | @romangram_com