#منشی_مدیر_پارت_160
خنده رو لبانم خشکيد با تعجب به فربد که نگاهم ميکرد خيره شدم.
- چيه يعني اينقدر دور از انتظار بود؟
سعي کردم بر خودم مسلط شوم و پس از چند لحظه گفتم: اينم يکي ديگه از شوخياي بي مزتون بود؟
- تو فکر ميکني من اينقدر موقعيت نشناسم ؟ خب بالاخره مهيار با خصوصيات همسر اينده تو مطابقت داره يا نه؟
بي معطلي گفتم: نه
- نع؟ چرا مهيار پسر خوبيه ها شايد در ظاهر خشک به نظر بياد ولي پسر....
حرفش را بريدم و گفتم: اصلا مسئله اين حرفا نيست.
- پس سر چيه؟ چطوري درعرض چند ثانيه چنين جواب قاطعانه اي دادي؟ لازم نبود مدتي روي پيشنهادش فکر کني؟
- گفتم که نه؟
- اخه چرا؟ بد قيافه اس. بي سواده معتاده بي کس و کاره اخه چه مشکلي داره؟
- هيچ مشکلي نداره تازه شايدم صد تا خصوصيات خوب ديگه ام داشته باشه ولي باز جواب منفيه.
- تا علتش واقعيت رو نگي دست از سرت برنميدارم مي دوني که ادم بد پيله اي هستم.
- يعني شما نمي دونيد؟
- اگر ميدونستم وقتم رو با التماس کردن به توتلف نمي کردم فقط دعا کن علت بي خودي نباشه..
- فاصله طبقاتي به نظر شما علت بيخوديه؟
بالحن ناباوري گفت: يعني توبه مهيار علاقه دار ي فقط بخاطر فاصله....
romangram.com | @romangram_com