#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_258
نگاش کردم...لبخندی زد...اهمیتی ندادم...فقط مات نگاش کردم....
همش مقصر این بود...
نگامو به خیابون دوختم و راه افتادم....
نیما- میشه یه آهنگ بذاری؟؟
-ندارم....فقط همونی بود که اومدنی گذاشتم....
نیما- همونو بذار....
کلافه دستمو جلو بردم و روشنش کردمو صدا تو ماشین پیچید....
محکوم عشقم گرفتار یار
مثل پرنده هوادار یار
مثل یه سایه به همراه یار
بود و نبودم به دلخواه یار....
هر چی که یار گفت دلم گفت به چشم
از گل و خار گفت دلم گفت به چشم
هر جا که یار بود دلم گفت برو
با گل وخار بود دلم گفت برو...
هوش و دل من به افسون یار
هجر دل من پریشون یار
romangram.com | @romangram_com