#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_229

چی بود؟؟؟
یه پاکت ....
خم شدم و برش داشتم....رفتم داخل ساختمون و تا برسم طبقه ی خودم کنجکاویمو نگه داشتم
همین که وارد خونه شدم روی مبل نشستم...
با ترس در پاکت رو پاره کردم و کاغذی تا شده رو ازش بیرون کشیدم...
با دستایی لرزون تاش رو باز کردم و ....
"" سلام...
دوست داری کی باشم؟؟؟
ولی فکر نکنم اونی باشم که دوست داری....برای همینه که برات مبهم موندم....
هر وقت حس کردم برای دیدنم آماده ای....خودمو نشونت میدم....
پس ....زیاد کنجکاوی نکن....
محافط همیشگیه تو ....""
تعجب کردم....
یعنی کیه؟؟؟
نکنه بازم اون شروین بی شعوره؟؟...نه ...اونو که مادرجون حالشو گرفت ....
نکنه همون پسرداییه امیر باشه؟؟؟؟
خدا نکنه...

romangram.com | @romangram_com