#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_226

............
طی یه هفته خونه قراردادش بسته شد و منم یه آپارتمان دویست و ده متری برای خودم خریدم و باقیش رو کامل وقف بیمارستان و بیمارای سرطانی کردم....
البته اول هستی....
اسباب کشی خیلی سخت بود اونم تنهایی...آنا جون خیلی اصرار داشت بیاد کمکم ....ولی قبول نکردم....
اوایل خیلی اصرار داشتن با من رفت و آمد داشته باشن ....
مخصوصا امیر ...ولی وقتی از من مهمون نوازی ای ندیدن خودشونم دلسرد شدن...
مثل امیر که چند وقتی میشه ندیدمش...
اما عشقش حتی یه ذره هم کم نشده.... بلکه شاید بیشترم شده....
اما....
اون....فکر کنم دیگه براش مهم نیستم که سراغم نمیاد....
خیلی خوشحالم....
خیلی....
جواب آزمایشای هستی خیلی خوبه و امکان درمان شدنشخیلی زیاد و تا مرز صد درصده....
مادر پدر هستی اونقدر ازم تشکر کردن که دیگه شرمنده شونم....
دیگه نمیرم....
دیگه بیمارستان نمیرم..
خسته شدم..

romangram.com | @romangram_com