#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_217
امیر""نیلوفر برگرد سر کار ....باور کن بهتر میشی...ازاین یکنواختیه تنهایی بیا بیرون....قول میدم کمکت کنم...
-من کمک کسی رو نمیخوام...
امیر"" کاش باهام حرف میزدی...کاش میذاشتی مثل....مثل یه برادر بزرگتر ... نه...نه مثل یه دوست کمکت کنم و باهات حرف بزنم .....
-من برادر نمیخوام....
امیر""کاش میتونستی برام از دردایی که رو دلت سنگینی میکنه بگی...
-کاش ....ولی نمیتونم....
امیر""دیگه واقعا نمیدونم چی بگم....واقعا نمیدونم....
-منم نمیدونم ...هیچی نمیدونم...
امیر"""فعلا خدافظ ...."""
بوق ...بوق....بوق....بوق....
قطع شد...
همین....؟! پس فکر کردی چی میخواد بگه....؟؟
با سستی و کمک دیوار و تکیه به میز تلفن بلند شدم.....
ضعف بدنیم زیاد بود ....ولی از وضع روحیم بدتر نبود....
خواستم برم اتاقم که صدای تلویزیون منو وادار به نگاه کردن کرد....
مهمان برنامه ::از همه ی کسانی که در این وادی فعالیت دارن خواهش مندیم اگر تواناییه این کار رو درخودشون میبینن با ما تماس بگیرن....هم شماره هایی که زیرنویس میشه و هم با آدرس ایمیل............ میتونن با ما تماس بگیرن وآمادگیه خودشون رو اعلام کنند....
مجری-خوب دوستان ...امیدوارم همچین آدمهایی باشن که بتونن خالصانه به این افراد کمک کنن...
romangram.com | @romangram_com