#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_135
امیر -به پیشنهاد آرسام ربط داره؟
اخمی کردم
امیر- پس حدسم درست بود ....
-ببین امیر....من از هر چی رابطه ی قبل از ازدواج بدم میاد فهمیدی .....
-نمیخوام بگم من چه آدم پاکی هستم ولی من ز این کارا بدم میاد .... من تا سن بیست و پنج سالگی پاک زندگی نکردم که الان بیام از این کارا بکنم ....
-من تو اوج نوجوونی این کارو نکردم چه برسه الان که سنی ازم گذشته....من آرسام رو دیدم ...تو نگاه اولم فهمیدم منظورش چیه.... شاید تو پسر باشی و نتونی مفهوم بعضی چیزا رو نفهمی ولی من یه ویژگی ای دارم که نمیدونم خوبه یا نه ولی تو اولین برخورد خیلی خوب طرفمو میشناسم ....
-من اصلا از این آرسام خان خوشم نمیاد چون..... چون مطمینم قصدش ازدواج نیست اون فقط دنبال یه عروسکه که باهاش بازی کنه .... اینو نگاهش بهم میگه....
-پس ولم کن....
امیر با بهت بهم خیره بود ...
نگاهم که تا مرز خیس شدن رفته بود رو ازش گرفتم ....
امیر-تو با این ظاهر ساده و بچه گونه مثل اینکه خیلی باهوشی...
سوالی نگاش کردم
امیر -میدونی وقتی آرسام پشت تلفن اسم تو رو آورد دوست داشتم چی کار کنم؟؟؟
-......
امیر- دوست داشتم فکشو بیارم پایین
با تعهجب به امیر نگاه کردم ....
-ولی لحن بی تفاوتت اینو نشون نمیداد ....
romangram.com | @romangram_com