#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_132
امیر-کجا ؟؟؟
بدون اینکه نگاش کنم در حال پیاده شدن گفتم
-میرم خونه...از بقیه هم خدافظی کن
امیر- یعنی چی؟؟ بیا من میرسونمت...
حتما ....
دارم از خودت فرار میکنم
-نمیخواد ...میخوام راه برم
امیر - نیلو نگام کن ..
نگاش نکردl و در ماشین رو هنوز نبسته گفتم
-ولم کن امیر اصلا حوصله ندارم
در رو بستم و رفتم تو پیاده رو ....
امیر خواست بیاد دنبالم که همکارا اومدن بیرون ....
سرمو پایین انداختم تا نشناسنم ....ازشون عبور کردم و همراه با نفس
راحتی که کشیدم بغضم ترکید و اشکام ریخت...
به پارکی رسیدم و رفتم داخلش...
رو نیمکتی نشستم و چشم به گل سری دوختم که کنارم بود توی باغچه....
منو دوست نداره؟؟
romangram.com | @romangram_com