#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_130

اَییییییی.....حالم از نگاهاش بد شده بود ....
-خوب؟
امیر- شماره تو میخواست !
با صدای بلندی گفتم
-چیییییی؟؟ چرااااااا؟
امیر نگاهی به اطراف کرد -آروم ....چرا داد میزنی؟؟؟
-اون شماره ی منو چرا میخواست ؟؟؟
امیر- گویا عاشقتون شدن...
-مسخره نکن امیر
امیر -مسخره نمیکنم به خدا ....میگه ازت خوشش اومده و میخواد چند جلسه باهات صحبت کنه
-ندادی که؟!
امیر- چیو؟
-شمارمو دیگه
امیر-آهان ...نه چطور؟؟؟
-نده ....
امیر ابروهاش رفت بالا -چرا؟؟؟؟البته من بهش گفتم ازت میپرسم...ولی حالا چرا ندم؟؟
-چون ازش خوشم نمیاد ....از مزاحمم همینطور!

romangram.com | @romangram_com