#مهندسین_شیطون_و_اخمو_پارت_120

-عیب نداره؟
امیر- نه راحت باش
-پس یه ساعت بیشتر نذاری بخوابم....گوشیم خاموش شده نمیتونم آلارمشو روشن کنم
امیر -باشه من شارژر دارم بهش میخوره بذارمش شارژ بشه؟؟
-ممنون میشم
رفتم نشستم رو مبل
امیر- کفشاتو در بیار راحت بخواب روش ...یه ساعت دیگه بیدارت میکنم بعد خودم میخوابم ....اوکی؟
-باشه...
کفشامو در آوردم و رو مبل دراز شدم و سرمو رو دستش گذاشتم
پاهامو تو دلم جمع کردم و شالمو یه سرشو انداختم رو صورتم
از زیر شالم میدیدم نگاهش به منه...
تپش قلبم رفت رو هزار....چرا اینجوری نگام میکنه؟؟؟
کمی که نگام کرد یه پوفی کشید و سرش رفت تو مانیتورش ....
منم چشمامو بستم و ....
با صدای امیر هوشیار شدم ....
امیر- نیلوفر ....نیلو فر خانم؟! ای بابا خوش خوابه ها ....
حرفی نزدم ...یعنیی هنوز نصفه تو خواب بودم

romangram.com | @romangram_com