#محاق_پارت_774
برایش تعجب آور بود که در گوگل راجع به ایتالیایی ها خوانده ام و یاد پدر کیان افتادم؛ ولی من بحث را به سمت پدرخوانده کشاندم و از اینکه مدت زیادی از مرگش نگذشته اش متعجب شدم.
_ به چی فکر می کنی؟
#پارت222
کتابی که روی پایم بود را کنارم گذاشتم و سمت خشایار چرخیدم:
ـ گفتی این یارو هم مافیاس؟
خلال دندان را روی دستمال کاغذی گذاشت:
ـ اینجوری که داریم میریم صربستان، طرفم مافیایی صربستانه!
خواستم گوشی ام را در بیارم تا چیزی راجع بهشان بخوانم که گفت:
ـ من طرفو نمی شناسم؛ اما انگار نوه پیرمرده، رفیق مسعوده... یه مدت هم مسعود می رفت اروپا...گریس 35سالشه و زنش اگنس که جراحی قلبه...
romangram.com | @romangram_com