#می_گل(جلد_اول)_پارت_609






مي گل در و که شهروز زده بود هول داد و گفت :نه!!





در واقع نميخواست خيلي با مش قاسم هم صحبت بشه و دليل اصليش قيافه ارايش کرده و سر و وضع غير عاديش بود!!!





پشت در باز نفس عميق کشيد هنوز دستش و براي فشردن زنگ نبرده بود که در باز شد!!!





شهروز با يه کت و شلوار شيک با لبخندي روي لب با دست مي گل و به داخل خونه دعوت کرد!!!


romangram.com | @romangram_com