#می_گل(جلد_اول)_پارت_357


شهروز در حالي که دستش به دستگيره در بود برگشت و گفت:جانم؟

-قول مردونه بده !!!

شهروز لبخند اطمينان بخشي زد و گف:گفتم که قول ميدم عزيزم!!!!

مراسم سوم و هفت و چهلي وجود نداشت..توي اون روزها فقط مي گل و شهروز و خاله ايران و آرمان و يلدا ميرفتن بهشت زهرا...بعد نهاري بيرون ميخوردن و برميگشتن خونه...البته مي گل با اجازه شهروز مقداري از پس اندازش و براي بي بضاعتها گوشت و مرغ خريده بود و براي ترگل خيرات کرده بود...هرچند 2-3 روز بعد از اون ماجرا آموزشگاه نرفت اما بعد با صحبتهاي شهروز و واقع بينانه نگاه کردن خودش به موضوع درس خوندن و دوباره شروع کرد!

به هيچ کس نگفت چه اتفاقي افتاده بيماري و بهونه کرد و نرفتنش و توجيه کرد...سما و گلاره رو هم نذاشت مطلع بشن!اگر ميفهميدن احتمال اينکه از زندگيش سر در بيارن زياد بود!

نزديکهاي عيد بود و باز حال و هواي عيد....فکر اينکه باز شهروز تنهاش ميزاره از همون موقع دلتنگش ميکرد..اما ترجيح ميداد خود دار باشه....تو اين مدت محبتهاي شهروز کاملا حساب شده بود. گهگاه فکر پيشنهاد خاله ايران قلقلکش ميداد اما هر بار سعي ميکرد بهش فکر نکنه..وقتي شهروز مخالف بود صحبت در موردش باعث کوچک شدنش ميشد!غافل از اينکه چندين بار خاله ايران موضوع رو با آرمان در ميون گذاشته و آرمان هم به شهروز گفته...اما هر بار شهروز جوابش يکي بوده...بعد از کنکور!!!

آخرهاي سال بود هر روز مي گل منتظر بود شهروز بياد و اعلام کنه داره ميره...اما انگار شهروز قصد رفتن نداشت ...مي گل دوباره روال درس خوندنش رو غلطک افتاده بود و دوباره داشت به اوج ميرسيد...براي عيد آموزشگاه 5 روز اول تعطيل بود اما بايد از روز پنجم همه سر کلاس حاضر ميشدن...براي اين 5 روز هم تاکيد کرده بودن روزي 1 ساعت همه تست بزنن...و البته مشاور مي گل ازش خواسته بود تا بيشتر درس بخونه چون احساس ميکرد به خاطر اون مدتي که افت داشته از درسها عقب مونده!

هفته آخر سال بود...مي گل باز پکر گوشه کاناپه کز کرده بود و به ديوار زل زده بود....هميشه اينجوري نبود اما گاهي که ياد بي کسيش ميافتاد اينجوري ميشد....با صداي زنگ مبايلش از هپروت بيرون اومد

-بله؟

-بلا...کوفت...درد...تو چته اين چند وقته؟؟؟نه جواب تل ميدي نه درست و حسابي جواب اس ام اس!

مي گل لبخندي زد و گفت:بلا نگيري...هر چي از دهنت در اومد که به من گفتي...

-پس چي که ميگم؟؟از بس بي معرفتي!


romangram.com | @romangram_com