#می_گل(جلد_اول)_پارت_198
صداي زني که معلوم بود سن داره توجهش و جلب کرد!
-سلام!
-ببخشيد ميتونم با ميگل خانوم صحبت کنم؟
-خودم هستم...بفرماييد!
-من ميتونم حضورا با شما صحبت کنم؟
-با من؟؟؟ببخشيد شما؟
-آشنا ميشيم حالا...!!!
-ببخشيد من نميتونم اينکار و بکنم..من بايد بدونم قراره با کي صحبت کنم....
-من مادر اراد هستم!
مي گل متعجبانه گفت:آراد؟
و زير لب زمزمه کرد:خداي من!!!
-بله...آراد....حالا ميتونيم حضوري هم و ببينيم.؟
لحن مودبانه و پر از احترام زن باعث شد جوابش مثبت باشه...قرارشون شد براي بعد از ظهر تو يه کافي شاپ همون حول و هوش!!!
romangram.com | @romangram_com