#ملودی_زندگی_من_پارت_198
چشمامو باز کردم. موبایل و هندزفریمو از رو پاتختی برداشتم. هندزفری رو داخل گوشام گذاشتم. آهنگ مورد علاقه ام رو گذاشتم و چشمامو بستم. دیگه صدایی جز آهنگ نشنیدم و تو اسمون تیره چشمام دو تیله خاکستری با اخمای گره خورده دیدم.
* تو اوج عشق و احساس دلم كه خیلی تنهاس
وقتی كه یادت اینجاس چشام تو رو می بینه
هر طرف كه میرم چشام تو رو می بینه
از دلم شنیدم عاشق شدن مینه
وای اگه نباشی بدون تو میمیرم
من دوباره می خوام كه از تو جون بگیرم *
****
- ملودی؟ ملودی؟ ملودی پاشو.
از خواب پریدم و سیخ رو تخت نشستم. وحشت زده به روژین که داشت صدام میزد نگاه کردم.
روژین با نگرانی گفت:
- خوبی؟ هر چی صدات زدم بیدار نشدی. داشتی کابوس میدیدی؟ آخه هی میگفتی نه. نه. تو رو خدا نکن.
نفس عمیقی کشیدم. دستی به پیشونیم کشیدم؛ خیس عرق بودم. خواب دیدم، خواب وحشتناکی که بهش میگن کابوس!
روژین رفت پایین و دو دقیقه بعد با یک لیوان آب برگشت.
روژین: بگیر بخور نفست بالا بیاد. خواب چی دیدی؟ ایشالا خیره.
لیوان پر از آب رو سر کشیدم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com