#ملودی_زندگی_من_پارت_173

* شروع تازه ایه واسه من از نفس افتاده

خدا تورو جای همه نداشته هام بهم داده *





غافلگیر شدم. سرم و انداختم پایین و به چوب خشکایی که تو آتیش جلز و ولز می کرد نگاه کردم. از اینکه صاف تو چشمای پسری زل بزنم بدم میومد و سختم بود.





* چه آرامش دلچسبی تماشای تو بهم میده

تو ایده آل ترین خوابی که بیداری من دیده *





آروم سرم و بلند کردم؛ هنوز داشت نگاهم می کرد و با قدرت میزد و میخوند.





* نه نمیزارم که فردا یه لحظه از تو خالی شه

تو بد هم بشی معنای بدی واسم عوض میشه *





دختر خجالتی ای نبودم که تا پسری ببینم سرخ وسفید بشم.





* یه لحظه هم اگه دور شی حواسم پی تو میره


romangram.com | @romangram_com