#ملودی_زندگی_من_پارت_165



* نمی خواستم برم رفتم

پشیمونم اگه رفتم

دارم میمیرم از عشقت

من از عشق تو سر رفتم

نمیتونم که برگردم

به احساس تو بد کردم

نفهمیدم چی پیش اومد

که قرمز بود و رد کردم *





صدای رعد و برق اومد. بارون شروع به چکیدن کرد؛ نم نم بارون روی گونه هام لغزید و صورتمو خیس کرد.





*هوا هروقت که بارونیست

تو فکر من چراغونیست

پرم از خاطرات تو

هموناییست که میدونی *





آسمون آبی تیره تبدیل به سیاهی شد و سقف ماشین بسته شد. دیگه نتونستم بوی نم بارون و حس کنم.




romangram.com | @romangram_com