#مرا_دوباره_آغاز_کن_پارت_385


-من خودم زخم خوردم میدونم سوزش زخم نمک خورده جون میگیره پس اهل نمک به زخم زدن نیستم من فقط اومدم بگم کاری به کارم نداشته باشید مارو به خیر و شما رو به سلامت.

-جداً ،اره خب وقتی ارث بچه های بدبخت من و به اسم مهریه بالا کشیدی بایدم اینو بگی.

-مشکل شما مهریه ی منِ قسم میخورم همه شو پس بدم.فقط دیگه کاری به کارم نداشته باشین.

-بایدم پس بدی خودتم میدونه حرومِ برات. اما بازم اینا باعث نمیشه من از سر تقصیراتت بگذرم.





اینبار صبرم لبریز شده و شدت خشم دورنی ام به نقطه ی جوش می رسد، پلک چشمانم روی هم میفتد و دنبال ارامش کمی نفس می کشم، خدایا ایا تا به حال این زن واژه ای منطق را شنیده ؟

-تقصیرات من ؟من گناه هکار شدم و پسر شما بی گناه.

-ببین نمخیوم ببینمت.

حرفهایم آنی نشد که اماده کرده بودم صبرم تمام شده دیگر انجا ماندن بی فایده است شاید دوباره برگشتم با امادگی بیشتر.. پشت میکنم که از انجا بروم اما صدایی مرا میخکوب میکند.





-تمومش کن مادری.

برنمیگردم و تنها به صدای دامون گوش میدهم.


romangram.com | @romangram_com